من، رهگذری

30 08 2007

من، رهگذری از جنس خیال

و تبسم سر زیبایی شعر

چه غزل ها و سخن ها دارم

شاید امروز تمامش کردم

آتشی را که به سر حد زمان است فروزان

سر شیدایی گل

من، یکی از جنس شما

و غزلها که در این کهنه سرا

می سپارم به شما

من، همان رهگذر ساده دلی

که سخن ها دارم با باد … با موج


Actions

Information

One response

30 08 2007
luna1989

I feel better with you!

Leave a comment